بنر یاحسین

پیکر فرهاد


ساسان مفاخری نویسنده : ساسان مفاخری
پیکر فرهاد

نویسنده: عباس معروفی


پیکر فرهاد رمانی نامتعارف پیچیده و غیرخطی است. که راوی داستان در فضایی ,سورئال و وهم گونه به مکالمه ای هذیان وار با دیگر شخصیت های داستان و همچنین روایت رخدادهایی که در زمانهای مختلف به وقوع پیوسته اند می پردازند.


راوی داستان دختر روی قلمدان داستان ,بوف کور است. او در نقش از هر تابلو نقاشی یا قلمدانی به روی تابلو و قلمدان دیگری می‌رود و هر بار در نقش یکی از زنان ایرانی است. زن دوره ساسانی، دخترک مدل و… همه اینها سرنوشتشان با هم پیوند خورده و تقدیر مشترکی دارند. یک نفر که تجزیه می‌شود در چندین نفر که هر کدام نماد نوعی ,زن ایرانی است. معروفی نثر بسیار قوی دارد و البته در تغییر زاویه دید بسیار موفق و ماهر است


این داستان مولفه‌های ,پست مدرنیسم را دارا می‌باشد. معروفی با شگرد خاص خودش می‌نویسد. و حتا در شیوه نوشتن هنجارشکنی می‌کند. اصل عدم قطعیت به وضوح در داستان مشخص است. داستان در رویا و ابهام و با گذر به شخصیت‌های تاریخی حرف‌های زیرین خود را می‌زند و نویسنده در داستان به شاعران و نویسندگان مورد علاقه‌اش اشاره‌ای می‌کند مثل ,فروغ فرخزاد و ,شاملو ,نظامی و ,صادق هدایت و…. داستان سیال ذهن است.

در این کتاب نکته قابل توجه این است که در بوف کور زن اثیری و لکاته یک نفر هستند اما معروفی در پیکر فرهاد آن‌ها را مجزا می‌کند و بسیار زننده لکاته را مبتذل و مرد را ضعیف و ناتوان جلوه می‌دهد.

سرنوشت زن در پیکر فرهاد به قدمت تاریخ و تمام ستم‌هایی که بر او رفته است تعریف می‌شود.

زن در این داستان عاصی و معترض است. عصیان می‌کند. و البته بسیار ماهرانه بزرگترین رنج زن را در جامعه‌ای سنتی که همان بچه‌دار نشدن است به تصویر می‌کشد. دیالوگ‌ها نشان‌دهنده توانایی نویسنده در بیان احساسات یک زن است. داستان بسیار گیرا و جذاب است به‌طوری که حاضر نیستید آن را زمین بگذارید.



نظرات کاربران