همیشه شوهر

همیشه شوهر
ساسان مفاخری نویسنده : ساسان مفاخری

نویسنده: فئودور داستایوفسکی
مترجم: سعیده رامز


داستایفسکی در این کتاب به موضوع زوال اخلاق و فروپاشی ارزش‌های خانوادگی می‌پردازد. او داستان زنان و مردانی را می‌گوید که با وجود داشتن همسر و خانواده، دل در گرو دیگری دارند و پایبندی‌‎های سنتی به اصول خانواده را زیرپا گذاشته‌اند.


پاول واولوویچ مردی است که ظاهرا زندگی خوب و همسر فرمانبرداری دارد. پاول این زن یعنی ناتالیا را حسابی دوست دارد و در زمره زن ذلیلان عالم است اما رفتار ناتالیا، پاول، دیگران و حتی خودش را متقاعد می کند که زنی مطیع و آرام است اما بعد از مرگ ناتالیا، شوهر با یادداشت هایی مواجه می شود که تمام محاسبات و تفکرات او را به هم می ریزد و می بیند که ای دل غافل!

داستان سرشار است از نکات و حوادثی که ما را با خلق و خوی مردم روسیه در سده نوزدهم آشنا می‌کند و نویسنده نیز با اشرافی که به جامعه زمان خودش دارد، در ترسیم این حالات رفتاری با مهارت عمل کرده است.

کنجکاوی دربارهٔ دشمن و یک نوع کشش مقاومت‌ناپذیر ، یک نوع میل همدردی و احتیاج نزدیک شدن به رقیب نه برای کشتن یا انتقام کشیدن بلکه به‌خاطر معرفت به احوال رقیب، آن‌هم با عشق و کینه‌ای که همسنگ و توأمان یکدیگرند، برای درک او ـ شاید هم تا از او چیزی فراگیریم ـ این مطلب است که امروز به‌نظر ما آشنا و ساده می‌آید، اما به‌نظر می‌آید که پدران ما از درک چنین تضاد و در عین حال کششی غافل بودند و داستایوسکی، با ذکاوت و فراستی که مختص اوست، آن‌را دریافته و در «همیشه شوهر» نمایانده است.

این رمان در حزن‌انگیزترین دوران زندگى داستایوسکى نوشته شد. بیمارى او (صرع) هر روز شدیدتر مى‌شد؛ کاملا بى‌پول بود و تا گلو در قرض فرورفته بود. میل شدید به قمار بر او حکم‌فرمائى مى‌کرد. گاهى در سوئیس، گاهى در ساکس و گاهى در ایتالیا زندگى مى‌کرد و به‌قدرى از طلبکاران مى‌ترسید که جرأت نداشت به روسیه برگردد. مرگ اولین فرزند و این‌که زنش حامله بود، او را در نومیدى بى‌اندازه‌اى فرو برده برد.