نفرتی که تو می کاری

نفرتی که تو می کاری
فرزانه بنی فاطمه نویسنده : فرزانه بنی فاطمه

نویسنده: انجی توماس
مترجم: الهه مرادی و میلاد بابانژاد
انتشارات: نون

...چیزی آزارم می داد. میخواستم از دایی کارلوس بپرسم اما به دلایلی این کار را نکردم. بابا اما فرق می کرد. با اینکه دایی کارلوس همیشه سر قولش می ماند، حتی اگر غیرممکن بود، اما این بابا بود که همیشه حقیقت را می گفت و حرف حق را می زد. پرسیدم به نظرت پلیس ها برای خلیل دنبال عدالتن؟
دامب. دامب‌ دامب....حقیقت روی آشپزخانه سایه انداخته بود. آدم هایی مثل ما در موقعیت های اینچنینی در شبکه های اجتماعی معروف و تبدیل به هشتگ می شوند اما به ندرت به چیزی به نام عدالت می رسند. فکر می کنم همه ی ما منتظر آن لحظه هستیم، لحظه ای که همه چیز درست تمام می شود.

این بخشی از کتاب زیبای نفرتی که تو می کاری بود. کتابی که به یکی از بزرگ ترین مشکلات فرهنگی کنونی جامعه پیشرفته ای مثل امریکا، یعنی نژادپرستی می پردازه. استار، دختر شونزده ساله ی داستان تو یکی از محله های فقیرنشین سیاه پوستا زندگی می کنه اما به یه مدرسه ی سطح بالا میره و بهترین دوستا و دوست پسرش سفید پوستن. استار بین این دو دنیا گیر کرده و خیلی وقتا مجبوره به چیزی که واقعا نیست، تظاهر کنه. تو محله خودش، استار با تکه کلامای مخصوص سیاه پوستا و کفشای نایکی براقه، تو دنیای بیرون، استار مودب و موفق عضو تیم بسکتبال مدرسه‌. استار سعی می کنه هیچ کدوم از این دنیاهارو وارد اون یکی نکنه‌، تا روزی که اون اتفاق وحشتناک میوفته؛ دوستش خلیل توسط یه پلیس سفید پوست، درست جلوی چشمش کشته می شه.
آیا استار می تونه با شجاعت جلوی همه از خلیل، محلش، چیزایی که براش با ارزشن دفاع کنه؟ ...


برگرفته از پیج اینستاگرامی

http://instagram.com/bestbestbooks