مهتاب عشق

مهتاب عشق

نوشته: رومن گاری

مترجم: محمود سلطانیه

انتشارات جامی

شخصیت های داستان ما زن و مردی هستند که به صورت اتفاقی با هم برخورد می کنند مرد قرار است زنی را که عاشقش بوده امشب از دست بدهد و زن قبل مرگ از او خواسته که حتما ترکش کند و حتما زن دیگری را وارد زندگی خود کند و همچنان عاشقانه زندگی نماید و زن قصه پس از تصادف رانندگی و کشته شدن دخترش و مشکلات مهم شوهرش دیگر شوهرش را دوست ندارد و قرار است این دو به هم نزدیک شوند .

از رومن گری هم توی تازه های نشر چندتایی معرفی کرده بودم اینم یک رمان کوتاه دیگه از ایشون . کتاب متوسطی بود من موضوعش را مفهومش و جملات رد و بدل شده شون را دوست داشتم اما نحوه نوشتنش واقعا به دلم ننشست یه جورایی سنگین و نچسب بود شایدم مشکل ترجمه بود که خیلی سنگین و غیرصمیمی بود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

وقتی آدم مدام سفر کند دست آخر روزی فرا می رسد که دیگر هیچ کس را نشناسد ....
 
بیش از آن عشق ورزیده بودم که بتوانم بدون وابستگی و با تکیه به خودم زندگی را دنبال کنم .
 

آنچه سبب غرق شدن زوج ها می شود باز به سوی هم بازگشتن آنهاست . زوج هایی که به دنبال دشواری های پیش آمده از هم دور می شوند و باز به سوی هم می روند دیگر زوج نمی شوند . دو بدبختی می شوند که با سوزن عوض کردن سوزنبان به هم رسیده اند ...

بدبختی دیگران خیلی وقت ها سبب دلداری آدم می شود !

من خوب می دانم که ایمان می تواند کوه ها را جا به جا کند اما گاهی تنها همین کار جا به جایی کوه ها از دستش برمی آید و نه بیشتر .

من مردی را دوست دارم که دیگر دوستش ندارم و برای همین تلاش می کنم بیشتر دوستش داشته باشم ....

عشقی که بتواند پایان گیرد برای من قابل درک نیست ...