مادراپور

مادراپور
مادراپور

نوشته : رومر مرل

ترجمه : مهدی سمسار


داستان مادراپور از یک فرودگاه آغاز می شود. سرجیوس با شتاب خود را به فرودگاه می رساند تا به مقصد مادراپور سرزمینی در اطراف هندوستان سوار هواپیما شود . در فرودگاه متوجه سکوت و پرت افتادگی شدید محیط می شود. در حقیقت به جز او کسی در فرودگاه حضور ندارد ، اما ناگهان مهماندار زیبایی ظاهر شده و به او می گوید پرواز منتظر اوست و سرجیوس را به درون هواپیما می برد . پرواز حالتی عجیب و استثنایی دارد . شکل چیدمان صندلی ها ، مسافرین و .... در بین راه مسافرین در کل به وجود جایی با نام مادراپور شک می کنند و نهایتا متوجه می شوند هواپیما.........
تقریباً همه‌ی قصه‌ی مادراپور در هواپیمایی چارتر می‌گذرد. راوی یکی از شانزده مسافرِ این هواپیماست که ماجراهای عجیبِ پرواز را با دقت مشاهده می‌کند، تحلیل می‌کند و به مخاطب منتقل می‌کند و تا آخرین نفس هم به این وظیفه‌اش عمل می‌کند.
جامعه‌ی مسافرانْ همه جور آدمی دارد: شخصی هندی که می‌خواهد انتقام مستعمره بودنِ کشورش را از غربی‌ها بگیرد، خانمِ مهماندارِ جذابی که مسؤولِ حفظِ آرامشِ مسافران است، قاچاقچی‌ای یونانی، پلیس مخفیِ آمریکائی، خانمی از اشرافِ فرانسه، دیپلماتِ قانون‌گرای فرانسوی، زبان‌شناسی انگلیسی، پسر آلمانیِ همجنس‌گرای آنارشیستی که روشنگری‌هایش بارها به کمکِ جمع می‌آید، زنی تلخ و بسیار مذهبی، و دیگران.


تعداد بازدید : 503