مادر

مادر

نوشته: ,ماکسیم گورکی
مادر در سال ۱۹۰۲ طرح‌ریزی شد و در ۱۹۰۶ روی کاغذ آمد و این زمانی بود که نهضت کارگری، بر بستر اندیشه‌های ,کارل مارکس و بر پایه‌ی تفکرات ,لنین ، تازه داشت می‌رویید و می‌بالید و پخته می‌شد. داستان از شهرکی کوچک، در کنار کارخانه‌ای آغاز می‌شود و به شرح زندگانی معمولی مردم آن‌جا می‌پردازد. نخستین شخصیت داستان، شوهر «مادر» است؛ مردی که جز مست کردن و کتک زدن خانواده‌اش، به‌سختی به کار دیگری می‌پردازد. مرگ این شخصیت، پایان نخستین فصل کتاب است و در همین خلال، درست وسط خانواده‌ای کارگر و کاملاً عامی و عادی، جا خوش کرده‌ایم. تنها پسر این خانواده، با خطاب کردن پدرش و گفتن تک‌جمله‌ای به‌یادماندنی، به ما معرفی می‌شود: «به من دست نزنی‌ها!»

اين كتاب يكي از تاثير گذار ترين كتاب‌هاي ,گوركي در ادبيات ماركسيستي محسوب مي‌شود، این کتاب قبل از انقلاب ممنوع بود. برخي از منتقدين آثار گوركي «مادر» را تنها اثر انقلابي(يا به عبارتي سياسي) اين نويسنده مي‌دانند. در میان آثار گورکی، «مادر» از همه مشهورتر و شناخته شده‌تر است. «مادر» از نخستین آثار ادبیات کارگری یا ,رئالیسم سوسیالیستی به معنای واقعی است.
در کتاب «مادر» از طبقه ,بورژوا اثری نمی‌بینیم، ولی در مقایسه با رئالیست‌های انتقادی، می‌بینیم که مبارزه طبقه کارگر در این کتاب از درون توصیف شده نه از بیرون، و درست همان عناصری که به ,سوسیالیسم ایمان دارند و در راه آن مبارزه می‌کنند مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

در این کتاب نیز ما با زندگی مادر از زمان مرگ شوهر تا زمان تبعید تنها فرزندش به سیبری آشنا می‌شویم، اهمیتی که اين بخش از زندگی مادر دارد، تغییرات اساسی و عمده‌ای است که در این دوره در شخصیت و افکار او ایجاد می‌شود و بکلی او را به انسان دیگری تبدیل می‌کند.