عشق و جنایت در سیسیل

عشق و جنایت در سیسیل

نوشته : لوئیجی کاپوآنا

مترجم: بهمن فرزانه

نشر ققنوس


داستان «عشق و جنایت در سیسیل» همانگونه که از نامش پیداست در محدوده سیسیل می‌گذرد. ناحیه‌ای که حالا دیگر نامش با جرم و جنایت و مافیا یکی شده و نام بردن از هر کدام دیگری را در ذهن تداعی می‌کند و رمانی راحت خوان است که در همان صفحات اول اعتماد خواننده‌اش را جلب می‌کند و خیلی زود ذهنیت او را با ذهنیت شخصیت‌ها پیوند می‌دهد.
 
آنچه که در روند داستانی این اثر روی می‌دهد بی‌شباهت  لوئیجی کاپوانا نویسنده‌ای است که اهل سیسیل است و خوب و بدهای مردم این ناحیه مشهور در جهان را به خوبی می‌شناسد.  به اغلب آثار تصویری و نوشتاری برآمده از حال و هوای سیسیل نیست، اما شیوه برخورد نویسنده با موضوعی تکراری باعث شده که تعلیقی دیگرسان عمق اندیشه او را به خوبی نمایان سازد و به دنبال آن خواننده‌اش هم از این موهبت بی‌بهره نماند. کلیت ماجرای این رمان برآمده از عذاب وجدان است که بر اثر یک جنایت پدید آمده و «مارکی» به عنوان شخصیت اصلی رمان برای برون رفت از این مرگ تدریجی تا سرانجام کار دست و پا می‌زند.
 
لوئیجی کاپوانا که رمان «عشق و جنایت در سیسیل» شاهکار ادبی‌اش محسوب می‌شود، برای ورود به تار و پود ماجرا و عمق وجودی شخصیت ها نهایت تلاشش را به کار گرفته و تصویری ارایه داده است که ناخودآگاه تاثیر عجیبش را می‌گذارد و نام او را بیش از پیش در ذهن حک می‌کند. گرچه این رمان به لحاظ ساختار داستانی دارای فراز و فرودهایی طبیعی است و تاکید نویسنده بر یک شخصیت محوری یا توصیف فضا و اشیا در بسیاری موارد کسل کننده و طولانی شده، اما حفظ تسلسل ذهنیت خواننده در رعایت خط اصلی رمان با همه پرش‌های بعضا غیر لازم کاری مثال‌زدنی است.
 
 کاپوانا ظاهرا قبل از آن که دیدگاهی داستانی داشته باشد، متمایل به وجه تصویر است و آنگونه که پیداست علاقه زیادی به عالم سینما دارد. او در تمام پیکره رمانش آنچنان عنصر تصویر را جایگزین عناصر دیگر داستانی کرده که خواننده به خوبی با زیر و بم شخصیت‌ها و اتمسفر داستان مواجه می‌شود و همه آنها را بر پرده‌ای  سیسیل به عنوان منطقه‌ای عقب افتاده که همواره مکانی امن برای گروه‌های تبه‌کار بوده ظاهرا نیازمند یک دوباره‌سازی درونی است.  از خیال تصور می کند که گاهی تا مقابل چشمانش پیش می‌آیند.


دخترک با دوستش دور از خانواده در شهر زندگی می کنند و در پی پیدا کردن مرد آتیه داری هستند . در همین زمان کاتلین با مرد پولدار و مسن تر از خود آشنا می شود که رفتار خاصی دارد کاتلین با وجود اینکه می داند مرد همسر و فرزندی در آمریکا دارد و با وجود مخالفت شدید خانواده اش پیش مرد می رود و مرد گویی سعی در تربیت او دارد!!!

انتخاب این کتاب به خاطر مترجم عزیزش آقای فرزانه بود . اولش به نظر کتاب ساده خیلی کلاسیک و تکراری ای می یاد ولی وقتی پیش می ره آخر کتاب نحوه تموم شدنش و عکس العمل های شخصیت ها از سطح خیلی خوبی از تحلیل های روان شناختی برخورداره . من کتابو دوس داشتم هر چند خود قلمشم خیلی جذاب نبود برام . ادنا اوبراین نویسنده و شاعر ایرلندی هست که تحصیلاتش در زمینه داروسازی بوده و باید بگم کتاب هاش مدت ها در ایرلند ممنوع بوده .


قسمت های زیبایی از کتاب


هر غم ، غم دیگری را به یاد می آورد .


تقصیر و شکست موضوعات دردناکی هستند و همان طور که سن انسان بالا می رود بشر سعی می کند این دو موضوع را از ذهن دور کند .


تجربه عشق ، از دست دادن و به یاد آوردنش برای بیشتر مردم پیش می آید . . ما همدیگر را ترک می کنیم عوض می شویم ، می میریم ، حتی بهترین دوستی ها هم عوض می شود . اگر هم من روزی تو را ترک کنم ، از خودم اثری در تو باقی گذاشته ام . تو با شناختن من شخص دیگری خواهی شد. نمی شود از این موضوع فرار کرد...