ساسان مفاخری نویسنده : ساسان مفاخری
تعداد بازدید :2338
کتاب شیاطین #جن_زدگان داستان ملتی است که موازین اجتماعی را نمی شناسند، و بدین ترتیب جای اینکه خود را نجات دهند، تابوت می سازند. شیاطین همیشه در جسم آن قربانی که در آن حلول کرده اند باقی نمی مانند. خدا بیدار است و روزی خواهد رسید که این انبوه در هم شوریه ی شیاطین در هم رانده شوند و در جسم خوک ها حلول کنند، و خوکان بوته زار در ردیاچه فرو افتند.
در کتاب شیاطین یا جن زدگان، گروهی سیاسی که در تسخیر عده ای درآمده اند، تصمیم دارند که آرمان های راسکلنیکف (شخصیت اصلی کتاب #جنایت_و_مکافات ) را این بار به صورتی اجتماعی و نه فردی تحقق بخشند. راسکلنیکف برای اثبات آزادی بی حد و حصر خود و برای اینکه این مساله را فقط و فقط برای خود اثبات کند که او مردی است برتر، که اراده اش مافوق هر اخلاق و قانونی است دو نفر (پیرزن رباخوار و خواهرش) را به قتل می رساند و سپس در توجیه این جنایت می گوید که «این یک موجود انسانی نیست که به دست من کشته شده، بلکه یک اصل اخلاقی است.»
به این ترتیب اخلاق و قانون تحت الشعاع اراده فردی قرار می گیرد که می خواهد فراتر از آن عمل کند و در واقع «خود خدا» شود زیرا آنچه که مقدس شمرده می شود از نظرش همانا اراده «فردی» است که قدرت خدایی می یابد که بالاتر از هر چیزی قرار می گیرد.
در کتاب شیاطین همین روند ولی تکمیل تر ادامه پیدا می کند. در اینجا یک ملت است که به جای «فرد» تقدیس می شود و «ملت» نیز همچون «فرد» فراتر از هر قانون اخلاقی جای می گیرد و جایگاهی خدایی پیدا می کند. شاتوف از اعضای این گروه سیاسی می گوید؛
«من ملت (توده) را تا پایه خدایی بالا برده ام… توده (ملت) تن خداست.»
#شیاطین #داستایوفسکی #سروش_حبیبی #انتشارات_نیلوفر #ادبیات_کلاسیک #رمان #ادبیات_روسیه #کتاب #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم

نظرات کاربران