داستان یک شهر

داستان یک شهر

نوشته: احمدمحمود

انتشارات امیرکبیر

داستان به اوضاع و احوال ایران از بعد از کودتای 28 مرداد تا پاک سازی ارتش شاه از افراد حذب توده اشاره دارد و در حقیقت زندگی یکی از دانشجویان دانشکده افسری که عضو حزب توده بوده و اکنون تبعید شده را به تصویر می کشد . از یک سو زندگی و فقر مردم در بندر لنگه و از سوی دیگر خاطرات افسر جوان از مراحل دستگیری اش و رفتار مسئولین با افراد حزب


لحن نوشتارش خیلی روان و جذاب هست . واقعا ادم را می گیره خیلی نرم و جذاب پیش می ره . مکالماتش دلنشین و ساده است . اما داستان فوق العاده طولانیه . موضوع داستان همینه زندگی یک تبعیدی و یاداور خاطرات دستگیریش اون قوت داستان 600 صفحه است . خیلی کشش داده . نمی دونم به نظرم موضوع کشش بیشتر از 300 صفحه را نداره . مارکز تو خاطراتش گفته بود قبل از نوشتن کتاب ، بعد از تعیین موضوع تعداد صفحه را مشخص می کرده بهتر بود احمد محمود هم این کار را می کرد . در ضمن اوایلش خیلی قشنگ بین دو فضا حرکت می کنه اما اخرش اصلا یک دفعه بی مقدمه می ره سر جایی که می خواد

جالبه بدونید احمد محمود پس از سپری کردن دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاهش، به دانشکدهٔ افسری ارتش راه یافت؛ اما ازجمله تعداد زیاد دانشجویان دانشکدهٔ افسری بود که پس از کودتای ۲۸مردادماه سال ۱۳۳۲ بازداشت و سپس، بخش‌بخش آزاد شدند؛ درحالی‌که تنها ۱۳ نفر از آنان در زندان باقی ماندند.احمد اعطا، یکی از این دانشجویان بود که نه توبه‌نامه‌ای امضا کرد و نه به هیچ‌گونه هم‌کاری با رژیم کودتا تن داد. به همین دلیل، مدت زیادی را در زندان به‌سر برد که گویا مشکل ریوی او که درنهایت به مرگش منجر شد، یادگار همان دوران بوده‌است.مدتی هم درحوالی خلیج فارس از جمله در بندر لنگه در تبعید به سر برد و البته خودش از این دوران با عنوان «زمانی که گرفتار بازی سیاست شده بودم»یاد میکند