حرامیان

حرامیان

نویسنده: ویلیام فاکنر

مترجم: تورج یاراحمدی
داستان حرامیان در دهه نخست سده بیستم میلادی روی می‌دهد. پسری نوجوان به نام لوسیوس پریست همراه با دوستی خانوادگی به نام بون هاگنبک به ممفیس سفر می‌کند. بون راهی برای سفر به ممفیس ندارد مگر دزدیدن اتومبیل پدربزرگ لوسیوس که از قضا نخستین اتومبیل در سراسر ولایت یوکناپاتافا است. در سفر در می‌یابند که ند مک‌کازلین که با بون در اسطبل پدربزرگ لوسیوس کار می‌کند نیز خود را در اتومبیل پنهان کرده است؛ و این تنها آغاز ماجرا است. حرامیان که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد واپسین رمان ,ویلیام فالکنر است که در سال ۱۹۶۳ برنده جایزه پولیتزر شد.
عنوان اصلی کتاب reivers لغتی قدیمی و اسکاتلندی به معنای سارق است. مهم‌ترین ویژگی حرامیان ارتباط و تعامل شخصیت های سفید پوست و سیاه‌پوست آن است و زمان مکان داستان هم به این حساسیت‌ها می‌افزایند؛می‌سی‌سی‌پی سال ۱۹۰۵ . حرامیان همان نگاه همیشگی ,فاکنر به دنیا را دارد، حضور سیاهپوستانی که تنها به خاطر رنگ چهره متحمل رفتارهای متفاوت و ظالمانه‌ای می‌شوند. نویسنده لوسیوس را در خانواده ثروتمند پرورش می‌دهد و چنین فضایی را برای او ترسیم می‌کند که با سفر او به درون طبقات متوسط و پایین جامعه تضاد بین این دو قشر پررنگ و مشخص‌تر به چشم می‌آید. داستان که از زبان لوسیوس پا به سن گذاشته نقل می‌شود نوعی نتیجه‌گیری به همراه دارد و به نویسنده‌اش این فرصت می‌دهد تا آسان‌تر پازل‌های داستانی‌اش را کنار هم آرایش دهد. در نهایت با تمام چنین تدابیری خواننده در پایان کتاب با ناعدالتی‌های اجتماعی روبرو می‌شود و شاید به این نتیجه برسد که قوانین با روح اجتماع مغایرت دارند.
نکته قابل تامل و جالب حرامیان این است که کتاب نوشته یک تازه کار نیست بلکه آخرین کتاب نویسنده ای چون فاکنر است، حرامیان از نثر فاکنری دور نیست و همان درون مایه های فاکنری را دارد،  اگر مدعی شویم کتاب جز شاهکارهای نویسنده اش نیست اما هنوز نویسنده اش ویلیام فاکنر است. کتاب نسخه سینمایی هم دارد.فیلمی با نام The Reivers, با بازی ,استیو مک کوئین و کارگردانی ,مارک رایدل در سال ۱۹۶۹ روی پرده رفت.