بر باد رفته

بر باد رفته

نویسنده: مارگارت میچل
مترجم: الهام رحمانی


اسکارلت بزرگ ترین دختر میچل صاحب مزرعه پنبه تارا تنها به یک چیز می‌اندیشد؛ ازدواج با اشلی ویلکز پسر مالک مزرعه مجاور. در یک مهمانی در خانه ویلکز اسکارلت به اشلی اظهار علاقه می کند ولی اشلی عنوان می کند که به ملانی دختر عمویش می خواهد ازدواج کند. رت باتلر ماجراجوی خوش قیافه ای که شاهد صحبت ها بوده است اسکارلت را نصیحت می کند. جنگ شمال و جنوب امریکا آغاز می شود و اسکارلت با چارلز براد ملانی ازدواج می کند ولی چارلز در اردوی آموزشی در می گذرد. اسکارلت به آتلانتا پیش ملانی می رود و در آنجا دوباره بارت باتلر ملاقات می کند. وقتی آتلانتا مورد حمله قرار می گیرد رت به اسکارلت و ملانی کمک می کند که از شهر بگریزند و آنگاه به جنوبی ها می پیوندد. وقتی اسکارلت بعد از جنگ پیش اشلی باز گشته و با او زندگی می کند اما اسکارلت برای نگهداری مزرعه با فرانک پولدار ازدواج می کند. پس از مرگ فرانک، اسکارلت با باتلر ازدواج می کند و…» این کتاب را انتشارات «ناهید» به چاپ رسانده و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.



اسکارلت، این دختر جذاب با چشمان سبز وحشی، صدای آهنگین و لبخند دلربا که چون جادوگری قهار دل هر مردی را با تک وردی افسون می کند، گرفتار عشق اشلی، این اشراف زاده ی نجیب است. عشق آتشینی که چشمانش را به روی حقایق زندگی اش بسته. اشلی اما دل در بند ملانیِ آرام و مهربان دارد. در گیر و دار جنگ در امریکای جنوبی و بحران های شدید اقتصادی، اما، جنبه ی دیگری از آن دختر پر از شر و شیطنت نمایان می شود. همان جنبه ی پرقدرت و استواری که تاجر خبره ای چون رت باتلر را سحر کرده است.


از همه ی این ها گذشته، فردا خود روز دیگری است!