ساسان مفاخری نویسنده : ساسان مفاخری
#اشتیلر
#رمان_اشتیلر یادداشت‌های روزانه‌ی جیم لارکین وایت است که به اعتقاد پلیس کسی نیست جز آناتول لودویگ اشتیلر که به جرم مشارکت در عملیات جاسوسی برای روسیه تحت تعقیب است. وایت تلاش می‌کند با تعریف داستان‌های مختلفی به پلیس ثابت کند که اشتیلر نیست. این روایت‌های فرعی که برآمده از دل داستان اصلی هستند به تکمیل داستان کمک می‌کنند و جذابیتی دوچندان به آن می‌بخشند. چیزی که او به‌عنوان مدرک هویت خود ارائه می‌کند توصیف مکان‌هایی است که به‌چشم دیده است: مکزیک، صحرا، نیویورک، غاری آهکی، کالیفرنیا و... رمان دو بخش دارد: یادداشت‌های وایت در زندان ، پس‌گفتار دادستان درباره‌ی مرد زندانی. در پایان کتاب هم دومقاله درباره‌ی رمان گنجانده شده است؛ یکی به‌‌قلم اریش فرانتسن و دیگری به‌قلم فریدریش دورنمات.

برای از بین بردن دیگری، یا دست کم کشتن روح او، راه‌های گوناگونی وجود دارد و در سراسر دنیا پلیسی نیست که از اینجور قتل‌ها سر در بیاورد. برای اینطور قتل‌ها یک کلمه کافیست، فقط کافی است به موقع صراحت کلام داشته باشی یا لبخند بزنی. کسی نیست که نشود با لبخند یا با سکوت نابودش کرد.(متن کتاب)

خودکشی امیدی واهی است،خودکشی یعنی: به ناچار پرواز کردن با این اطمینان که خلا مرا نگه خواهد داشت، یعنی پرواز بدون بال،پرش به سوی نیستی، به سوی زندگی ای تجزیه نشده، به سوی گناه ناشی از غفلت، به سوی خلا به مثابه تنها امکانی که جزیی از وجود من است و مرا نگه می‌دارد. (متن کتاب)

#ماکس_فریش
#نشر_ماهی
#علی_اصغر_حداد
#رمان #کتاب_بخوانیم
#معرفی_کتاب