بیوگرافی و معرفی آثار یوهان ولفگانگ گوته

بیوگرافی و معرفی آثار یوهان ولفگانگ گوته


تعداد بازدید: 2463
یوهان ولفگانگ گوته
یوهان ولفگانگ گوته

يوهان و ولفگانگ فون گوته (1832 ـ 1749) شاعر، رمان‌نويس، نمايش‌نامه‌نويس و دانشمند جنبش رمانتيسم آلماني، هر چند فيلسوف به معناي معمول كلمه نبود، به شدت از آثار باروخ اسپينوزا، گوتفريد ويلهلم لايب نيتس، امانوئل كانت و فريدريش ويلهلم فون شلينگ تأثير مي‌پذيرفت و به شيوه‌ي خود آراء آنها را تفسير مي‌كرد و در تفكرات خويش جذب و حل مي‌كرد. آراء زيباشناختي گوته در رساله‌ي نظري منفردي نيامده است، بلكه در سراسر مقالات انتقادي و مكاتبات چندجلدي او پراكنده است.

گوته با توصيف طبايع هنري آشفته در اشعار و نمايش‌نامه‌ها و رمان‌ها و نيز در وجود خويش ـ كه از ديدگاه زيبايي‌شناسي رمانتيك مرد آرماني علم و هنر و ادبيات بود ـ تأثيري عظيم بر ادبيات اروپايي به جا نهاد.

گوته در فرانكفورت در خانواده‌اي متمكن و معتقد به آيين لوتر به دنيا آمد. از 1765 تا 1767 در دانشگاه لايپزيگ به تحصيل پرداخت و نخستين كمدي خود را در سال 1767 با نام طبع ملون عاشق و تراژدي منظومي با عنوان دوستان گناه‌كار در 1768 نوشت. با موفقيت نمايش‌نامه‌اش، گوتس فون برليشينگن، كه نمونه‌ي شاخص عصر اشتورم‌اوند درانگ (طوفان و شور) رمانتيسيسم آلماني بود و گاهي آن را نخستين اقتباس تئاتري آلماني از تراژدي شكسپيري مي‌دانند، در سال 1773 كار ادبي خود را آغاز كرد.

در چند سال بعد گوته اشعار و نمايش‌نامه‌­ها و رمان‌هايي نوشت و مشخصاً به نثري دست يافت كه پيش‌نمونه‌ي شاهكار عظيم او، فائوست (آغاز به سال 1775)، اگمونت (1788) و رنج‌هاي ورتر جوان (1774) به شمار مي‌رود. پس از يك دوره‌ي كوتاه بيماري، گوته به سفر سوييس رفت و از استان‌هاي آلماني بسياري ديدن كرد و در راه بازگشت تصدي چند سمت اجرايي سياسي متوالي را به عهده گرفت. دوستي گوته با گوتفريد فون هردر سبب شد تا از رمانتيسيسم به نئوكلاسيسيسم روي آورد و همين انتقال انديشه تمامي تحولات هنري و انديشگي او را در سراسر زندگيش رقم زد.

او هم‌زمان با انجام وظايف ديپلماتيك خود، به مطالعات گياه‌شناسي، گشت و گذار در ايتاليا و سرايش چندين منظومه‌ي دراماتيك ـ از جمله Tarquato Tasso (1790) و ايفيگينا در تاوروس (1787) ـ پرداخت. وي تحقيق در دگرديسي گياهان را در سال 1789 نوشت و از 1792 ـ 1791 به نگارش دو جلد از خدمت به علم نورشناسي، در سال 1795 به نگارش اليگاهاي رمي و سرانجام از 1796 ـ 1795 به نگارش سال‌هاي كارآموزي ويلهلم مايستر پرداخت. به دعوت كارل آگوست، پرنس وايمار، در سال 1791 تصدي تئاتر سلطنتي را پذيرفت و در 1794 با فريدريش شيلر رابطه‌اي برقرار كرد ـ نخست بر پايه‌ي خصومت و سپس همكاري. گوته در سيزده سال بعدي زندگي خود، برخي از محبوب‌ترين حكايات تمثيلي يا قصه‌هاي پريان را نوشت، بخش نخست فائوست را تكميل كرد (1808)، اشعار و نمايش‌نامه‌هاي بسياري آفريد و با شيلر مجموعه‌اي از اشعار هجوآميز با نام تحفه‌ها سرود (1796) و در همان زمان به نوشتن مقالاتي در موضوع نقد هنري و تاريخ هنر براي مجله‌ي شيلر مي‌پرداخت. در سال‌هاي بعد، گوته دو رمان نوشت: آخيلئوس نامه (1808) و كشش‌هاي انتخابي (1809). علاوه بر اين، نظريه‌ي رنگ‌ها (1810)، يك زندگي‌نامه‌ي شش جلدي با نام زندگي من: حقيقت و شعر (1822 ـ 1811)، سفر به ايتاليا (1816)، سال‌هاي سفر ويلهلم مايستر (1829 ـ 1821)، داستان كوتاه (1826) و بخش دوم فائوست (1832) را نيز به رشته‌ي تحرير درآورد.


نظرات کاربران