بیوگرافی و معرفی آثار جهانگیر الماسی

Actor
جهانگیر الماسی
جهانگیر الماسی

جهانگیر الماسی متولد ۱۳۳۴ در شهر تهران فارغ‌ التحصیل مقطع لیسانس رشته شیمی از دانشگاه دانشگاه جندی شاپور اهواز و فوق لیسانس حقوق و روابط بین‌الملل در سال ۱۳۵۵، بازیگر پیشکسوت ایرانی است. جهانگیر الماسی فعالیت هنری خود در ابتدا با بازی در تئاتر از سال ۱۳۴۸ در اهواز آغاز کرد و با بازی در فیلم “ریشه در خون” به کارگردانی سیروس الوند وارد سینما شد. جهانگیر الماسی از جمله هنرمندانی بود که در کنار محمد رضا شریفی‌ نیا و احمد نجفی از حامیان محمود احمدی‌ نژاد، ریاست جمهوری ایران بود.

فعالیت های جهانگیر الماسی

  • تشکیل “گروه تئاتر آژیده” با “پرویز بشر دوست” در سال ۱۳۵۲
  • فعالیت در واحد فرهنگی تلویزیون
  • انتشار “نشریه نوشین” (۵۹ – ۱۳۵۸)
  • جهانگیر الماسی به عنوان منتقد هنری و نویسنده در زمینه های تحقیق در فلسفه هنر شرقی و تاریخ مذهب در مطبوعات دارای تجاربی است.
  • تدریس در دانشگاه ها و مدارس
  • عضویت در کمیته های انتخاب فیلم فجر
  • کمیته انتخاب انجمن جوانان ایرانی
  • انجمن فیلم داخلی جوانان
  • عضو کمیته انتخاب جشنواره دو سالانه میراث ایرانی
  • داوری در جشنواره یونیکا ۱۹۹۴

جهانگیر الماسی کجاست؟

دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ – جهانگیر الماسی : «در حال حاضر در خانه هستم و فعالیت هنری خاصی ندارم.»

جهانگیر الماسی کارگردان «رنج و سرمستی» که مدتهاست از آسیب دیدگی پایش رنج می برد در خصوص این سوال که  “جهانگیر الماسی این روزها کجاست؟“، گفت: «دوستان و همکاران به جای من بازی می کنند؛ شاید هم توفیق اجباریست که این روزها خانه نشین باشم!»


جهانگیر الماسی : «چهارده سال است که من در سینما و تلویزیون به غیر از یک ماه بازی «در چشم باد» بازی دیگری نداشته ام. نه اینکه نخواهم؛ مگر می شود کسی از کسب درآمد و کار کردن بدش بیاید. متاسفانه همکاران کار را از ما دریغ می کنند و با ما سازگار نیستند. علت این نوع رفتار در قبال افرادی چون من چندان پیچیده نیست و بی شک مسببان آن میدانند که چرا از توانمندیهای جهانگیر الماسی در عرصه بازیگری استفاده نمی کنند. زمانی که به عنوان بازیگر در سینما تئاتر یا تلویزیون شروع به کار کردم، براساس سرمایه گذاری که روی من شده بود جوانیم را پای این حرفه گذاشتم و طرز تفکرم این بود که من متعلق به خودم نیستم. تنها بخش از زندگی خصوصی من متعلق به خودم بود و به لحاظ هنرمند بودن و حفظ برخی حرمت ها وارد بسیاری از کارها نشدم و بسیاری از راهها را نرفتم. همان راههایی که بسیاری رفتند و به توفیقات اقتصادی زیادی هم دست پیدا کردند. بخاطر حضور در عرصه های هنری از بسیاری از مواهب زندگی چشم پوشیدم چون احساس می کردم متعلق به یک سیستم بوده و متعلق به یک مملکت هستم هر چند که بعدها متوجه شدم انگار کسانی که راههای نرفته مرا رفتند انگار به ظاهر موفق تر شده اند. شاید بی توجهی و تلاش عده ای برای حذف هنرمندانی چون ما ناشی از عدم همسویی من با بسیاری از افکار و روشهایی باشد که این روزها در سینما طرفدار پیدا کرده است. ما ایرانی ها همیشه دیر متوجه بسیار ی از مسائل می شویم و در بسیاری از موارد شتاب زده تصمیم می گیریم و قضاوت می کنیم. با کمی تأمل و دقت باید از خود بپرسیم چرا کسی این روزها از بازیگران و هنرمندانی چون سعید پورصمیمی خبری نمی گیرد؟ فرامرز صدیقی کجاست؟ ژاله علو و گلچهره سجادیه این روزها چه می کنند؟ این فضای انفعال و بیکاری در عرصه هنر و به ویژه برای ما سینماگران از کجا ناشی می‌شود؟…»


جوابیه تند مهراب قاسم‌ خانی به جهانگیر الماسی درباره بازیگری پژمان جمشیدی!

چندی پیش جهانگیر الماسى با انتقاد از سازندگان سریال «پژمان» بابت بازی پژمان جمشیدی در این سریال گفت: «نمی‌دانم برادران قاسم‌ خانى از حضور پژمان جمشیدى در سریال‌ شان چه هدفى داشتند. بیست سال است که در دانشگاه‌ هاى ما در رشته بازیگرى جوان هاى زیادى فارغ‌ التحصیل می‌شوند اما هیچ‌ کدام از این دانشجویان در سریال‌ ها مورد استفاده قرار نمی‌گیرند و امروزه متاسفانه امثال پژمان جمشیدى جایگزین آن‌ها شده است.»

بعد از این اظهارنظر، مهراب قاسم‌ خانی پاسخی برای جهانگیر الماسی نوشت …

مهراب قاسم‌ خانی : «از دیروز که این مصاحبه اخیر استاد الماسى رو خوندم دارم با خودم کلنجار میرم که بهتره پاسخى در جوابش بنویسم یا نه. پیمان اعتقاد داشت که نباید این کار رو بکنم و به نظرم حرف درستى میزد. ولى از اونجایى که من همیشه کار درست رو انجام نمی دم تصمیم گرفتم که چند خطى در پاسخ به این استاد عزیز بنویسم.

مهراب قاسم‌ خانی : «استاد، با توجه به سال ها فعالیت شما در عرصه هنر برام عجیبه که متوجه دلیل انتخاب پژمان به عنوان بازیگر اصلى این سریال نشدید. واقعاً مسئله در اون حد پیچیده نبود که متوجه نشید. حتى بیننده هایى که هیچ دستى در هنر هم نداشتن متوجه شدن… ماجرا به همین سادگى بوده که دوست داشتیم فضاى این سریال تا حد ممکن براى بیننده باور پذیر باشه و از اونجایى که براى این منظور باید از اسامى واقعى تیم ها استفاده میکردیم احساس کردیم که باید از اسامى واقعى فوتبالیست هاى عزیز هم استفاده کنیم. در نتیجه احساس کردیم که براى نزدیک تر شدن به این فضاى واقعى و نیمه مستند، بهترین انتخاب استفاده از خود این ورزشکاران در نقش خودشون میتونه باشه.»

مهراب قاسم‌ خانی : «استاد، حالا متوجه دلیل ساده این انتخاب شدید؟ نشدید؟ چشم. بیشتر توضیح میدم. به عنوان مثال فیلم سینمایى “رنج و سرمستى” که خودتون دارید زحمت ساختش رو میکشید. در این فیلم شما براى واقعى تر شدن فضا از تعداد زیادى از نا بازیگران بومى استفاده کردید بدون این که حقى از فارغ التحصیلان جوان رشته بازیگرى ضایع بشه. همینطور بودجه اى در حدود یک و نیم میلیارد تومان از مرکز سینماى مستند و تجربى دریافت کردید بدون این که حقى از مستند سازان و کارگردانان جوان ضایع بشه… استاد، توضیحات شفاف بود؟ نبود؟ دیگه به استادى خودتون ببخشید. بیشتر از این کارى از دست من بر نمیاد… / با احترام – مهراب قاسم‌خانى»

  • پژمان مجموعه‌ ای تلویزیونی به کارگردانی سروش صحت، تهیه‌ کنندگی محسن چگینی و نویسندگی مهراب قاسم‌ خانی و پیمان قاسم‌ خانی ساخته بهمن ۱۳۹۱ تا خرداد ۱۳۹۲ بود که از شبکه سوم سیما پخش شد.

۱۵ اسفند ۱۳۹۱ : الماسی، بازیگر مطرح سینما و تلویزیون از مهر و موم منزل شخصی خود خبر داد!

جهانگیر الماسی : «متاسفانه امروز برخورد ناصوابی در وزارت دارایی دیدم که هرگز آن را نمی‌پسندم. این اتفاق ارتباطی با مالیات و مسائل این چنینی نداشت. پیرو همین اتفاق‌ ها می‌توانم بگویم مهم‌ترین اتفاق حوزه شخصی‌ ام در سال ۹۱ مهر و موم منزلم بود. ماموران کلانتری سر یک مواجهه حقوقی با یکی از دوائر دولتی به منزل مسکونی‌ ام آمدند و منزلم را مهر و موم کردند.»
جهانگیر الماسی با اشاره به اینکه مشکل برطرف شد گفت: «این اتفاق خیلی ناجوانمردانه است و متاسفانه برخی منافع فردی چشم آدم‌ها را هم حوزه قضایی و هم حوزه دولتی کور می‌کند.»


ماجرای فیلم رنج و سرمستی به کارگردانی جهانگیر الماسی و حاشیه های آن

رنج و سرمستی فیلمی به کارگردانی جهانگیر الماسی و تهیه‌کنندگی محمد نشاط محصول سال ۱۳۹۲ است که در سی و دومین جشنواره فیلم فجر شرکت کرد. رنج و سرمستی فیلمی درباره خانمی است که در جنگ ایران و عراق اسیر شده و به عراق رفته و پس از سال‌ ها به ایران باز می‌گردد و با ماجراهای گوناگون روبرو می‌شود.

زمانیکه جهانگیر الماسی ساخت فیلمی سینمایی در ژانر دفاع مقدس را با عنوان «رنج و سرمستی» آغاز کرده بود، پس از بازدید پر سر و صدای احمدی‌ نژاد و مشایی از روند تولید این فیلم در ایلام، یک نویسنده زن با حضور در خبرگزاری مهر با ارائه مدارکی و گفتگویی مفصل فیلم رنج و سرمستی را کپی برداری از فیلم‌ نامه ثبت شده خود با عنوان “یاس‌های پنهان” دانسته بود. این فیلم‌نامه به گفته صدیقه فیروزی قرار بوده است با کارگردانی جمال شورجه ساخته شود اما به دلایل مختلف به تاخیر می‌افتد و نهایتا توسط جمال شورجه به دست جهانگیر الماسی افتاده و ایشان با ایجاد تغییراتی اندک آن را به اسم خود کرده و شروع به ساخت فیلم “رنج و سرمستی” می‌کند. با آنکه این فیلم‌ نامه نویس و جمال شورجه در ابتدای ساخت این پروژه با جهانگیر الماسی بحث‌هایی را مطرح می‌کنند و اعتراض خود را نسبت به تغییرات و کپی‌برداری از فیلم‌نامه نخست اعلام می‌کنند اما نهایتا جهانگیر الماسی به کار خود ادامه می‌دهد…

با انتشار این خبر و حاشیه و جنجال های مربوطه توقع میرفت جهانگیر الماسی واکنشی نسبت به این گفته‌های صدیقه فیروزی داشته باشد اما این بازیگر و کارگردان در اقدامی عجیب و بی ربط در گفتگو با ایسنا به اعتراض و شکایت نسبت به داریوش مهرجویی پرداخت و اینکه مهرجویی فیلم “بمانی” را بر اساس پیشنهاد او ساخته اما نتوانسته فیلم خوبی از آب دربیاورد. الماسی با اشاره به خاطرات ناخوش مردم استان از ساخته شدن برخی فیلم‌ های سینمایی در استان ایلام، ماجرا را اینگونه توضیح می‌دهد: «موضوع خودکشی که زمانی در ایلام در اوج خود بود را همراه با مستنداتی در اختیار داریوش مهرجویی قرار دادم تا سوژه فیلم شود اما مهرجویی آن را خوب از آب در نیاورد و فیلم چیز دیگری شد که خاطره تلخی را در استان ایجاد کرد. مهرجویی شناخت عمیقی از این پدیده حاصل نکرد و در نتیجه فیلمی با اشکالات متعدد تولید نمود.»

الماسی سپس با اشاره به فیلم سینمایی “رنج و سرمستی” تصریح کرد: «امیدواریم با حضور افراد بومی در رنج و سرمستی، خاطرات تلخ فیلم‌های گذشته پاک شود و مطمئن باشند که من به فرهنگ، ارزشها و اصالتهای آنها خیانت نخواهم کرد.»

جهانگیر الماسی ضمن انتقاد از ساخت فیلم‌ های سینمایی و تلویزیونی با مضمون طنز که بیشتر جنبه تمسخرآمیز پیدا می کنند گفت: «ای کاش به جای پرداختن به این قبیل آثار به دنبال ساختن فیلم‌ هائی برای نمایش اصالت‌ های چند هزار ساله در استان‌ هایی مانند ایلام باشیم.»


واکنش صریح داریوش مهرجویی به اظهار نظر جهانگیر الماسی

داریوش مهرجویی با بیان اینکه برای مردم ایلام احترام زیادی قائل هستم، گفت: «حرف‌ های آقای الماسی نادرست است، ایشان اصلا هیچ نقشی در فیلمنامه و ساخت “بمانی” ندارند. جرقه اصلی فیلم “بمانی” از مقاله‌ ای بود که در یکی از روزنامه‌ ها در خصوص خود سوزی زنان ایلامی خواندم که منجر به تحقیق و سفر به ایلام شد. پس از تحقیقات فراوان فیلمنامه‌ی “بمانی” را نوشته و فیلم با همراهی و همکاری مردم خوب ایلام همچون علی ادیب (رئیس روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایلام) ، دکتر علی قاسمی (مدیر کل بهزیستی استان ایلام) ، طاهر رستمی (معاونت بهزیستی استان ایلام) ، سیف الله مرادی (معاونت برنامه ریزی استانداری ایلام) ، علی آزاد (رئیس دانشگاه پیام نور استان ایلام) ،دکتر جعفر مروارید (رئیس دانشکده علوم پزشکی ایلام) ، نصرت الله مرادی (مدیرکل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایلام) ، آقای فتاحی (رئیس بیمارستان شهید مصطفی خمینی ایلام) ، مصدق طاهری (معاونت شهرداری ایلام) ساخته شد. این‌ ها افرادی بودند که به تاثیر و نقش سینما در حل مسائل اجتماعی واقف بودند و به ما کمک کردند. براساس آمار و اسناد منتشر شده میزان خودکشی دختران ایلامی پس از ساخت این فیلم کاهش چشمگیری پیدا کرد و این خود یعنی تاثیرگذاری!

کارگردان «هامون» در پایان تاکید کرد: «برای فرهنگ و مردم فرهیخته ایلام احترام زیادی قائلم و صحبت‌ های آقای الماسی از پایه بی‌ اساس است و من این حرف‌ ها و این لحن صحبت کردن را از آقای الماسی بعید می‌دانم!»

  • بمانی فیلم ایرانی محصول سال ۱۳۸۰ به کارگردانی داریوش مهرجویی و تهیه کنندگی : محمد نیک‌ بین، تهمینه میلانی و داریوش مهرجویی است که شرح زندگی سه دختر ایلامی به نام‌ های مدینه، نسیم و بمانی است.

خلاصهٔ داستان فیلم بمانی

سرنوشت سه دختر ایلامی در فیلم به تصویر کشیده شده‌ است: مدینه که قالیباف است و به دست برادر و دوست برادرش کشته می‌شود به جرم این که با سربازی که سفارش‌ دهندهٔ فرش به او بوده، در شهر دیده شده‌ است. دومین دختر نسیم نام دارد. او در رشتهٔ پزشکی قبول شده، اما پدر مخالف تحصیلش است. علی‌ رغم مخالفت پدر، نسیم سر کلاس می‌رود، و وقتی پدر می‌فهمد، به دانشگاه می‌رود و او را به‌ شدت کتک می‌زند و از سر کلاس به خانه می‌برد. نسیم خودسوزی می‌کند ولی با درصد سوختگی بالا زنده می‌ ماند.

سومین دختر بمانی است. پدرش کارگر سادهٔ شهرداری است و چند فرزند دارد. صاحب‌ خانه، که مردی ۶۵ ساله است، با صرف‌ نظرکردن از کرایه‌ های عقب‌ افتاده، می‌خواهد با بمانی ازدواج کند. پدر موافقت می‌کند و بمانی به‌ اجبار ازدواج می‌کند. بمانی در خانهٔ شوهر فقط خدمتکار است و پس از چندی به خانهٔ پدر می‌رود و خود سوزی می‌کند، اما زنده می‌ماند و به خانهٔ شوهر برگردانده می‌شود، اما شوهرش دیگر او را نمی‌پذیرد و طلاق می‌دهد. بمانی فرار می‌کند و به قبرستانی می‌رود و با پیشنهاد مرد مرده‌شور، شمع و گلاب می‌فروشد و آن دو تصمیم می‌گیرند که همان‌ جا زندگی کنند.


کارنامهٔ هنری

  • نگارش و کارگردانی فیلم کوتاه «زائرانه»
  • کارگردانی فیلم سینمایی «زمانی برای امیرعلی»

سینما

  • رنج و سرمستی (فیلم)
  • سیب و سلما
  • کاناپه (۱۳۹۵ در عنوان بندی نیامده)
  • دایناسور (۱۳۸۶ پرویز شیخ طادی)
  • پشت پرده مه (۱۳۸۳ پرویز شیخ‌طادی)
  • صنوبر (۱۳۸۰ مجتبی راعی)
  • سهراب (۱۳۷۸ سعید سهیلی)
  • کمیته مجازات (۱۳۷۷ علی حاتمی)
  • تابلویی برای عشق (۱۳۷۷ حسینعلی لیالستانی)
  • ساغر (۱۳۷۶ سیروس الوند)
  • عشق گمشده (۱۳۷۵ شهرام اسدی)
  • بانی چاو (۱۳۷۴ احمدرضا گرشاسبی)
  • عاشق فقیر (۱۳۷۴ حسینعلی لیالستانی)
  • پایان کودکی (کودک قهرمان) (۱۳۷۲ کمال تبریزی)
  • هبوط (۱۳۷۲ احمدرضا معتمدی)
  • آذرخش(۱۳۷۱ احمدرضا درویش)
  • دیگه چه خبر!؟ (۱۳۷۰ تهمینه میلانی)
  • آهوی وحشی (۱۳۶۹ حمید خیرالدین)
  • افسانه آه (۱۳۶۹ تهمینه میلانی)
  • جدال بزرگ (۱۳۶۹ علی‌اصغر شادروان)
  • نقش عشق (۱۳۶۹ شهریار پارسی‌پور)
  • باد سرخ (۱۳۶۷ جمشید ملک‌پور)
  • تفنگ‌های سحرگاه (۱۳۶۷ بهروز افخمی)
  • لنگرگاه (۱۳۶۷ کیومرث پوراحمد)
  • نار و نی (۱۳۶۷ سعید ابراهیمی‌فر)
  • سرزمین آرزوها (۱۳۶۶ مجید قاری‌زاده)
  • محموله (۱۳۶۶ سیروس الوند)
  • ویزا (۱۳۶۶ بهرام ری‌پور)
  • شبح کژدم (۱۳۶۵ کیانوش عیاری)
  • آوار (۱۳۶۴ سیروس الوند)
  • پدربزرگ (۱۳۶۴ مجید قاری‌زاده)
  • تنوره دیو (۱۳۶۴ کیانوش عیاری)
  • آشیانه مهر (۱۳۶۳ جلال مقدم)
  • ریشه در خون (۱۳۶۳ سیروس الوند)

تلویزیون

سال عنوان مجموعه کارگردان
1361
همشهری
خودش
۱۳۸۷ طفلان مسلم
مجتبی یاسینی
۱۳۸۵ سال‌های برف و بنفشه   
سعید سلطانی
۱۳۸۲ در چشم باد مسعود جعفری جوزانی
۱۳۸۲ انتظار سرخ مهرداد غفارزاده
۱۳۸۱ ثارالله
شهریار بحرانی
۱۳۸۰ جوانی سعید سلطانی
۱۳۷۹ پس از باران سعید سلطانی
۱۳۷۷ تله‌فیلم «مهر و آذر» جواد کراچی
۱۳۷۷ انتظار سرخ محمد درمنش
۱۳۷۷ گوهر کمال عباس رنجبر
۱۳۷۱ چشمه زندگی حمید خیرالدین»
۱۳۶۸ ایستادن در باد سیاوش دولت‌سرایی
۱۳۶۷ بخش چهار جراحی مسعود فروتن
۱۳۶۸–۱۳۶۶   
با سلسله حکمت سیروس مقدم
۱۳۶۶–۱۳۶۳ کوچک جنگلی بهروز افخمی
۱۳۶۱ ز هر کوی منصور کوشان مهوش جزایری
۱۳۵۸ هزاردستان علی حاتمی

طرح اولیه داستان از

  • سیب و سلما (۱۳۸۹)

فیلم‌های کوتاه

  • نمره انضباط صفر
  • زمانی برای امیرعلی

تئاتر

  • از پا نیفتاده‌ها
  • پلاسیده‌های قرن یائسه
  • چهار صندوق
  • سلطان مار
  • عباس آقا آهنگر
  • سیزیف و مرگ
  • غبار
  • بازی در نمایش "ویلن ساز کره موناً به کارگردانی "کیان ارثی"؛ اهواز، باشگاه گمرگ و کارخانه نیشکر؛ ۱۳۵۱
  • بازی در نمایش "عمو زنجیر باف" به کارگردانی "پرویز بشردوست"؛ تهران، آمفی تئاتر ایران و آمریکا؛ ۱۳۵۲
  • بازی در نمایش "Hi Amlei" به کارگردانی "تری گراهام"؛ تهران، آمفی تئاتر ایران و آمریکا؛ ۱۳۵۲
  • بازی در نمایش "پرانتزها را ببندید" به کارگردانی "پرویز بشردوست"؛ تهران، اداره تئاتر؛ ۱۳۵۳
  • بازی در نمایش "باغ آرزوهاً به کارگردانی "محمد صالح‌علا"؛ تهران، آب‌انبار سیدالماس؛ ۱۳۵۴
  • کارگردانی نمایش "وقتی که سربازها حمله می‌کنند" نوشته"سوگلی دره"؛ دانشگاه تهران؛ ۱۳۵۳
  • کارگردانی نمایش "بن بست" نوشته"سوگلی دره"؛ دانشگاه تهران؛ ۱۳۵۴
  • کارگردانی نمایش "انفارکتوس، سوگلی دره"؛ تهران، اداره تئاتر؛ ۱۳۵۵
  • بازی در نمایش "افسانه ماشاءالله خان" به کارگردانی "پرویز بشردوست"؛ تهران، تئاترشهر؛ ۱۳۵۸
  • بازی در نمایش "هفت نمایش کوتاه" به کارگردانی "اسماعیل خلج"؛ تهران، تئاترشهر؛ ۱۳۵۹
  • بازی در نمایش "آن زمان فراخواهد رسید" به کارگردانی "هرمز هدایت"؛ ۱۳۵۹
  • بازی در نمایش "مأموریت حساس" به کارگردانی "؟"؛ ۱۳۶۰
  • بازی در نمایش "از نو شکفتن و مرگ" به کارگردانی "اسماعیل خلج"؛ تهران، تئاترشهر؛ ۱۳۶۱
  • بازی در نمایش "یغمای باشکوه خورشید" به کارگردانی گروهی؛ تهران، تئاترشهر؛ ۱۳۶۲
  • بازی در نمایش "استنطاق" به کارگردانی "فردوس کاویانی"؛ تهران، تئاترشهر؛ ۱۳۶۳
  • نگارش و کارگردانی نمایش تلویزیونی"ستارخان"؛ ۱۳۶۳
  • نگارش و کارگردانی نمایش تلویزیونی "همشهری"؛ ۱۳۶۴
  • نگارش و کارگردانی نمایش تلویزیونی "شب مکنل"؛ ۱۳۶۴
  • بازی در نمایش "مرگ دستفروش" به کارگردانی "اکبر زنجان‌پور"؛ تهران، تئاترشهر؛ ۱۳۶۴
  • نگارش و بازی در نمایش "رخش دلم جز بار محبت نخواهد برد" به کارگردانی "سیاوش طهمورث"؛ تهران، تئاترشهر؛ ۱۳۶۵

تعداد بازدید: 4473

نظرات کاربران

نظر خود را ثبت کنید

بازیگران ایرانی
آتیلا پسیانی
آشا محرابی
ابوالفضل پورعرب
اسماعیل محرابی
اشکان خطیبی
افسانه بایگان
اکبر عبدی
الناز شاکردوست
الهام حمیدی
امیر آقایی
امیر جدیدی
امیر جعفری
امیر کاظمی
امین تارخ
امین حیایی
ایرج طهماسب
بابک حمیدیان
باران کوثری
بهاره رهنما
بهرام رادان
بهروز وثوقی
بهنام تشکر
بیژن بنفشه‌خواه
پارسا پیروزفر
پانته‌آ بهرام
پانته‌آ پناهی‌ها
پرویز پرستویی
پریناز ایزدیار
پژمان بازغی
پوریا پور سرخ
پیمان معادی
ترانه علیدوستی
ثریا قاسمی
جمشید مشایخی
جمشید هاشم پور
جمیله شیخی
جهانگیر الماسی
جواد عزتی
حامد بهداد
حسین پاکدل
حسین یاری
حمید جبلی
حمید فرخ‌نژاد
حمید گودرزی
حمیدرضا پگاه
حمیده خیرآبادی
خسرو شکیبایی
داریوش ارجمند
داریوش اسدزاده
داریوش فرهنگ
داوود رشیدی
رامبد جوان
رز رضوی
رضا کیانیان
رقیه چهره آزاد
رویا نونهالی
ژاله علو
ساعد سهیلی
سام درخشانی
سانیا سالاری
ستاره اسکندری
سحر دولتشاهی
سحر قریشی
سروش صحت
سعید آقاخانی
سعید پورصمیمی
سعید راد
سعید کنگرانی
شبنم قلی خانی
شبنم مقدمی
شهاب حسینی
شهره قمر
شهلا ریاحی
طناز طباطبایی
عارفه معماریان
عزت الله انتظامی
عزت‌الله رمضانی‌فر
علی صادقی
علی مصفا
علی نصیریان
علیرضا خمسه
عنایت بخشی
فاطمه معتمد آریا
فرامرز صدیقی
فرامرز قریبیان
فردوس کاویانی
فرهاد آئیش
فرهاد اصلانی
فریبرز عرب‌نیا
قطب‌الدین صادقی
کامبیز دیرباز
کامران تفتی
کتایون ریاحی
گوهر خیراندیش
لیلا اوتادی
لیلا حاتمی
مانی حقیقی
مانیا علیجانی
مجید صالحی
محمد علی فردین
محمد علی کشاورز
محمد کاسبی
محمدرضا فروتن
محمدرضا گلزار
محمود پاک نیت
مرتضی احـمدی
مریلا زارعی
مصطفی زمانی
منوچهر نوذری
مهتاب کرامتی
مهدی پاکدل
مهدی سلطانی
مهدی سلوکی
مهران رجبی
مهران غفوریان
مهران مدیری
مهرانه مهین ترابی
مهراوه شریفی‌نیا
مهناز افشار
نازنین بیاتی
ناصر ملک‌ مطیعی
نرگس محمدی
نوید محمدزاده
نیکو خردمند
نیکی کریمی
هادی حجازی فر
هانیه توسلی
هدیه تهرانی
هومن برق نورد
ویدا جوان