کتاب 1984


ساسان مفاخری نویسنده : ساسان مفاخری
تعداد بازدید :2260
کتاب 1984

موضوع این کتاب مثل رمان «قلعه حیوانات» از همین نویسنده، سیاسی هست و خیلی‌ها اعتقاد دارند که این دو کتاب مکمل هم هستند. رمان داستان شخصی به نام وینستون اسمیت رو روایت می‌کنه. وینستون در جامعه‌ای زندگی میکنه که تمامی مردم در آن در هر فضایی (حتی حریم شخصی) تحت کنترل و نظارت هستند. به گونه‌ای که صفحه‌های نمایش تلویزیون مانندی به نام تله‌اسکرین در همه جا نصب شده که علاوه بر دریافت و نمایش تصویر امکان ارسال تصویر را هم دارد (مثل وب‌کم خودمون) و حزب مردم را از این طریق هر زمان و در هر کجا نظارت می‌کند. همچنین بالگردهای نظامی هر روز در شهر پرواز می‌کنن و از پنجره‌ها درون خانه‌ها را نظارت می‌کنن. نفوذ حزب به اندازه‌ای زیاد هست که نه تنها رفتار انسان‌های جامعه بلکه افکار و امیال آن‌ها نیز همواره تحت کنترل است. بزرگ‌ترین تخلف این جامعه اندیشه هست و پلیس اندیشه به آن رسیدگی می‌کند. همچنین گناه کاران در اون جامعه به راحتی اعدام میشن.

اسمیت یکی از کارمند‌های وزارت حقیقت است که مسئول تحریف و تغییر اتفاق‌های گذشته و حال در آرشیو روزنامه‌ها و کتاب‌هاست. او از درون نه تنها مقید به آرمان‌های حزب و «ناظر کبیر» نیست بلکه از آن‌ها نفرت نیز دارد اما چون بقیه‌ اعضای جامعه تظاهر به قبول این وضعیت دارند، وینستون نیز به خود اجازه نمی‌دهد مخالفت آشکاری داشته باشد تا زمانی‌ که جولیا یکی از همکارانش به او ابراز علاقه می‌کند و علاوه بر ایجاد رابطه‌ی مخفیانه با او، بعد از درک اینکه هر دو عمیقا از حزب نفرت دارند سعی در پیوستن به انجمن برادری ( اخوت ) که علیه ناظر کبیر و حزب فعالیت دارد، می‌کنند.

حزب حاکم، جامعه را به ۳ بخش‌ تقسیم کرده:

  1. اعضای ارشد حزب
  2. اعضای حذب
  3. مردم عادی (در کتاب با عنوان رنجبران از آن‌ها یاد می‌شود.)

جهان نیز بین سه ابر قدرت بزرگ تقسیم شده، در حالیکه همواره این سه، در جنگی تمام نشدنی با یکدیگر هستند، قدرت مطلق و حاکم، ناظر کبیر (Big Brother) است که پوستر و عکس‌های آن در همه‌جای شهر دیده می‌شود و جمله «ناظر کبیر مراقب توست»زیر آن‌ها به چشم می‌خورد. او به ظاهر رهبر جامعه است اما افراد جامعه بایستی او را چون خدا پرستش کنند، و هیچ رفتار و اندیشه‌ای مخالف با گفته‌‌های او حتی در اعماق وجودشان نباشد. در دنیای ۱۹۸۴ دوستی و عشق ممنوع و حزب همواره مراقب افراد جامعه است.

براساس این کتاب، دو فیلم با همین نام ساخته شده‌است که نسخه‌ی قدیمی‌تر به کارگردانی مایکل اندرسون در سال ۱۹۵۶ منتشر شد و پایانی متفاوت نسبت به کتاب داشت اما نسخه‌ی موفق‌تر آن به کارگردانی مایکل رادفورد است. این فیلم که با وفاداری کامل به اصل اثر ساخته شده‌است در ۱۴ دسامبر ۱۹۸۴ در سینماهای جهان به نمایش درآمد و توانست ۶ جایزه را در فستیوال‌های جهانی سینما از آن خود کند.

کتاب ۱۹۸۴ یکی از ده رمان برتر قرن بیستم است و همواره جزو فهرست صد کتابی است که قبل از مرگ باید خوانده شوند. این کتاب تا به حال به بیش از ۶۵ زبان مختلف برگردان شده و میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رسیده است و باعث شده تا جورج اوروِل به جایگاه ممتازی در ادبیات جهان برسد.

این کتاب به نظر من مثل یک‌جور پیشگویی هست و در حالی که حدود ۶۰ سال پیش نوشته شده خیلی به دنیای فعلی نزدیک و شبیه هست. در واقع دوربین‌هایی که در گوشه و کنار شهر هستند من رو یاد تله‌اسکرین‌ها میندازن. همینطور موارد زیاد دیگه‌ای هم امروز در جامعه هستن و می‌بینم که برای من آشناس و من رو یاد ۱۹۸۴ میندازن! بیشتر از این نمی‌نویسم که اگر کسی قصد مطالعه این کتاب رو داره، از جذابیتش چیزی کم نشه.

یکی از عبارت‌های تأمل برانگیز کتاب:

«جنگ صلح است»، «آزادی بردگی است»

مطالعه این کتاب رو به شدت به همه توصیه می‌کنم!


وقتی مفهوم آزادی وجود نداشته باشد دیگر چطور می توانیم شعاری مثل ،آزادی، بردگی است. را داشته باشیم؟ حال و هوای تفکر کاملا تفاوت خواهد کرد. در واقع با درک فعلی ما باید گفت آن موقع دیگر اندیشه ای وجود ندارد. پیروی از عقاید مرسوم به معنی فکر نکردن خواهد بود - نیاز به نداشتن تفکر. پیروی از عقاید مرسوم یعنی عدم خودآگاهی.

نظرات کاربران