مرگ کسب و کار من است


امید سیف پناهی نویسنده : امید سیف پناهی
تعداد بازدید :31
مرگ کسب و کار من است

نویسنده: روبر مرل
مترجم : احمد شاملو

مرگ کسب و کار من است داستانی است از جنایت و مرگ و تباهی. داستانِ غرق شدن در دام جنایت و توجیه آن با الفاظ زیبا. این داستان شما را با خود از جنگ جهانی اول همراه میکند، به دوران افسردگی بزرگ میبرد ،از آنجا به حزب نازی و سپس در جنگ جهانی دوم مستقیما به اردوگاه آشویتس منتقل می شوید و لحظه به لحظه با ساخت و کارکرد این اردوگاه آشنا میشوید. اینکه چگونه و چرا ساخته شد، با چه مشکلات و معضلاتی همراه بود و چگونه همواره توسط رئیس اردوگاه در حال ارتقا بود. این کتاب در واقع زندگینامه ,رودلف هوس فرمانده ,اردوگاه آشویتس است که روبر مرل آن را در قالب یک رمان بسیار جذاب در آورده است و احمد شاملو آنرا ترجمه کرده است. یکی از نکات خوب ترجمه ی ,شاملو مقدمه ی مفصلی است که در ابتدا آمده مقدمه ای بسیار طوفانی که باطل بودند هر دو طرف درگیر جنگ را اثبات می کند. اوج مهارت نویسنده در این کتاب را می‌توان در پرداخت گفت‌وگوها دانست. یکی از این صحنه‌ها، مکالمه‌ی رودلف لانگ و سرهنگ آمریکایی در زندان است؛ مکالمه‌ای که بی‌گمان نمونه‌ی بی‌نظیری است از چیره‌دستیِ نویسنده‌ای متفکر که در آن، نه‌فقط شیوه‌ی تفکر بلکه زیروبم برخورد عقاید دو مأمور را می‌گشاید؛ یکی فاتح و دیگری مغلوب.


بخشی از مقدمه کتاب:

میتوانید جلوی چشمتان تصور کنید که اگر یک بمب اتمی آلمان بر واشنگتن افتاده بود چه زنجموره هایی راه می انداختید؟ پس چطور وقتی بمب اتمی آمریکا هیروشیما را تا آخرین سلول عصبی اش در هم میشکند نه فقط عین خیالتان نیست بلکه آنرا کبوتر سفیدی با بالهای صلح و آشتی در نظر مجسم میکنید؟ تو که این قدر سرت می‌شود بگو ببینم ظرفیت کشتاری کدامیک از اردوگاه‌های ما با بمب اتمی شما برابری می‌کرد؟ نه داداش دست کم شما دیگر بالای منبر نروید و به ماها اندرز ندهید. من آش ویتس را میدهم به تو و تو هم هیروشیما را میدهی به من و حساب بی حساب! چون که خودت هم میدانی توی دنیا دو دسته آدمیزاد بیشتر وجود ندارد آنهایی که بمب می اندازند و آنهایی که کشتارگاه علم میکنند. همین و بس.


روسپی بینوایی را سنگسار میخواستند کرد. عیسای مسیح رسید و گفت: اول سنگ را کسی پرتاب کند که خود از گناهی شرمسار نباشد.
این قضیه در کتاب مقدس [مسیحیت] آمده است اما در سیاست هیچ کتابی مقدس نیست. اینجا تنها چیز مقدس قدرت است که ضمان پیروزی است چرا که حق همیشه با حریف پیروز است.
اگر آیشمن را به کیفر جنایت بردار می باید آویخت، چه چیز عاملان قتل عام دیریاسن را از کیفر معاف می دارد؟ و کدام محکمه ستوان کالی قصاب روستای مای لای را تبرئه میکند؟ و تازه کدام ابله باور میکند که در تجاوز رسوا به فلسطین و ویتنام، تنها یک روستای دیریاسین و مای لای بوده است که خون بی گناهان اش عطش رنجرهای خون تشنه ی این یا آن کشور را تشفی داده؟
(مقدمه کتاب)


هوس وقتی در نورنبرگ محاکمه شد که آمریکا چهار ماه پیش از آن به خود اجازه داده است که فاجعه‌ی هیروشیما را پیش از آن که ژاپن فرصت تسلیم شدن یابد، در ناکازاکی تکرار کند. بی این که برای این جنایت مشهود جز ساده خویی دلیلی داشته باشد. ناکازاکی فقط و فقط نیاز زرادخانه‌ی آمریکا بود به یک آزمایش اتمی دیگر. بمب اتمی هیروشیما از اورانیوم بود و بمب ناکازاکی پلوتونیوم. تاثیر مخرب این دو می‌بایستی روشن می‌شد. (مقدمه کتاب)


نظرات کاربران