شام من با آندره


امید سیف پناهی نویسنده : امید سیف پناهی
تعداد بازدید :90
شام من با آندره

کارگردان: لوی مال
My dinner with Andre 1981

این فیلمِ دو ساعته فقط در یک رستوران می گذرد و آنهم روی یک میز. جایی که والاس و آندره رو در روی هم نشسته اند و از زمین و زمان صحبت می کنند و عقاید، تردیدها و تفکراتشان را بیرون می ریزند. تمامِ این دو ساعت، صرفِ حرف های این دو می شود و آنتراکت هایی که به بهانه ی حضور گارسون بر سرِ میز ایجاد می شود، تنها لحظاتی ست که دو نفر سکوت می کنند. این فیلم فقط حرف است. اما هر چه جلوتر می رود، ذهن بیننده ( البته کسی که حوصله کند و تا آنجاها پیش برود ) بیشتر درگیر ایده های جذاب این دو نفر در باب مرگ و زندگی می شود. نکته ی بسیار مهم و اصلی این فیلم، نمایش دادنِ امکان گفتگوست. در دنیایی که رسانه ها فضای فکری مان را اشغال کرده اند، صرف شام با یک دوست قدیمی و گفتگویی آزاد در باب دل نگرانی ها، دغدغه ها و خاطرات، بدون هیچ ابزار نگران کننده و مزاحمی همچون تلفن و تلویزیون، اینترنت و دنیای مجازی، اخبار سیاسی و ... خوردن شامی لذت بخش و با آرامش تقریبا چیزی شبیه به رویاست. امکان گفتگو و سکوت. همان چیزی که این روزها بندرت آنرا تجربه می کنیم.

گرگوری:  تکنولوژی یا بهتر است بگویم فن آوری راحتی ای به زندگی ما آدمها میدهد که به شدت ما را از لمس واقعیتهای زندگی دور می کند.فن آوری ما را از زندگی واقعیمان که باید در زیر ماه و خورشید و ستاره ها باشد دور کرده،ما به کمک فن آوری دنیایی خیالی ساخته ایم که ما را از طبیعت دور کرده است.

در این اثر زیبا اشاره های بسیاری به متفکرین بزرگ می شود. اشاراتی سراسر هستی شناسانه و دغدغه های معرفتی که با چیدمان درست و کامل در فیلمنامه گنجانده شده است. بخصوص اینکه با چاشنیِ گفتگویی دلچسب طعم دار شده است. بخصوص کتابخوان و کتابدوست ها قطعا ازین فیلم بهره و لذت خواهند برد.

گرگوری: آیا ما آدمیان به معنای واقعی زندگی می کنیم یا تنها وجود داریم.آیا تا به حال زندگی خودتان را کندوکاو کرده اید تا جواب این سئوال را بیابید؟ صادقانه می گویم عادتها باعث میشود ما آدمیان تنها وجود داشته باشیم،و زندگی کردن را از یاد ببریم.زندگی از روی عادت و تنها برای رسیدن به اهداف، ما را از رشد و زندگی دور میکند

گریگوری: ماها اشباح خیالی هستیم. اصلا ما کی هستیم؟ و این یعنی مواجه شدن با این واقعیت که تو کاملا تنها هستی.و پذیرفتن تنهایی یعنی پذیرفتن مرگ.
والی: چون وقتی تنها هستیم با مرگ تنها هستیم. دیگه هیچ مانعی بین تو و مرگ وجود نداره.


نظرات کاربران